، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

امیر عباس پسر گلم

کمبود جا دکمه در لباس امیر عباس

سلام پسر گلم ،امیدوارم خورشید چشمات همیشه پر فروغ باشه چند روز پیش بابا به شما گفتن لباست و بپوش که بریم خونه مادر بزرگ شما هم با خوشحالی هر چه تمام تر رفتی تو اتاقتون و بعد از چند دقیقه ظاهر شدید اما با کلی ناراحتی که لباست خراب شده، امیر عباس:(در حال گریه کردن)مامان مامان چرا لباسم و خراب کردی مامان :چی شده چرا گریه میکنی؟ امیر عباس:لباسم سولاخ نداره همش تخصیر تو، دنکش بسته نمیشه برو چرخ و شوشن کن میخوام سولاخ درست کنم. از مامان اصرار که لباست و اشتباه تنت کردی از آقا پسر انکار ،و کاملا مطمئن بودی که مامان لباست و خراب کرده شاید بپرسی مگه چجوری پوشیده بودم ؟از وارو که تنت کرده بودی بماند ،یقه را گذاشته بودی داخل لباس بماند،...
22 آذر 1393

سفر به شیراز

سفر مون به شیراز که خیلی خوش گذشت اما شما بیشترین لذت و موقع اسب سواری تو پاسارگاد داشتید ...
30 آبان 1393

هدیه ی مادر جون

پسر گلم سلام امید وارم حالت خوب باشه و مثل الان که داری به برنامه کلاه قرمزی میخندی همیشه خنده روی لبهای قشنگت نمایان باشه عزیزم دیشب مادر جون خیلی غافلگیرمون کرد،  چجوری؟برای شما یه پلیور خیلی خوشگل بافته شما هم خیلی  لباست و دوست داری و خیلی خوشحال شدی   ...
30 آبان 1393

بدون عنوان

پسر گلم سلام امیدوارم همیشه آسمون دلت آبی باشه منو ببخش اگه یه مدتی تو وبلاگت مطلب نذاشتم درگیر درس و دانشگاه بودم نتونستم . راستی تولد 5سالگیت و هم تبریک میگم <البته براتون که جشن گرفتیم کادوتونم دادیم اما جا داره که بازم تبریک بگم و برا آرزوی سلامتی و شادی کنم پسر گلم روزچهارشنبه 93/5/15من و شما رفتیم  دارالقرآن ،و شما را برامهد کودک ثبت نام کردیم وای نمی دونی چقدر خوشحال بودی وقتی اومدیم خونه همش میگفتی :<ماما کی مییم مد کودک>من هم که استرس داشتم که نکنه علاقه نشون ندی تا حدودی خیالم راحت شد .ساعت کلاس شما روز ههای زوج از ساعت 9:30-11:30هست تا امروز دو جلسه رفتی خاله مریم که خیلی ازت راضی میگه هم خیلی خوب با بچه ها...
20 مرداد 1393